پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲۲

خه از کجاها می رسی آلوده می همچنین

در خون شده زلف آنچنان، رخسار پر خوی همچنین

چون دشمنانم، می کشی، من خود شدم کشته، ولی

آخر مسلمانی ست این، ای دوست، تا کی همچنین

سختی جانم بین که چون، سوز ترا تاب آورم

ناچیز گردد، گر فتد یک شعله در نی همچنین

از بهر جانی در رخت، کی گویم این کز جور بس؟

می کن تو تا من می کشم جور پیاپی همچنین

هر شب خورم در بزم غم، گه خون دل، گاهی جگر

وه چون خرابی نآردم، نقل آنچنان، می همچنین

چون من گرفتارت شدم، زانم چه کآرندم خبر؟

ماهی ست در روم آنچنان، خوبی ست در ری همچنین

خسرو که نالد گه گهی از جور و از بیداد تو

گه لاف عشقت می زند، نپسندم از وی همچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲۴آستان یار و آن گه خون من
  2. شمارهٔ ۱۶۲۵عیش من تلخ است ازان شکر لب شیرین سخن
  3. شمارهٔ ۱۶۲۶صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
  4. شمارهٔ ۱۶۲۷سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون
  5. شمارهٔ ۱۶۲۸چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من
  6. شمارهٔ ۱۶۲۹آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
  7. شمارهٔ ۱۶۳۰ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
  8. شمارهٔ ۱۶۳۱بنشین نفسی کز همه لطف تو بس است این
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.