پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲۶

صد ره گذری هر دم بر جان خراب من

رحمت نکنی هرگز بر چشم پر آب من

بر زد ز دماغم دود از شربت عشق، آری

بی درد سری نبود مستی شراب من

هر چند دلم خون شد، سوزاک من افزون شد

کشته نشد این آتش از آب کباب من

جانم به گداز آمد، کو آن همه عیش من؟

شبهای دراز آمد، کو آن همه خواب من؟

چون گریه کند چشمم، ماتمکده ای باید

تا بر سر همدردان ریزند گلاب من

می سوزد دل تنگم، ای هجر، مگر زین سو

بر بوی کباب آید آن مست خراب من

در دوزخ اگر سوزم، زین نیست مرا دردی

هستی تو بهشتی رو، این است عذاب من

یک تار قبایم ده خلعت ز پی خسرو

دران نبود باری تشریف جواب من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲۸چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من
  2. شمارهٔ ۱۶۲۹آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
  3. شمارهٔ ۱۶۳۰ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
  4. شمارهٔ ۱۶۳۱بنشین نفسی کز همه لطف تو بس است این
  5. شمارهٔ ۱۶۳۲ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن
  6. شمارهٔ ۱۶۳۳چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۱۶۳۴ای غمت خوش تر ز شادی کسان
  8. شمارهٔ ۱۶۳۵یک شب، ای ماه جهان افروز من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.