پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳۵

یک شب، ای ماه جهان افروز من

بر من آی و باش صبرآموز من

نیست یک ذره ترا دل گرمیی

گر چه صد دل پخته گشت از سوز من

از چه روزم شد سیه، مانا فتاد

سایه شبهای من بر روز من

می دهم جان، بگذر و ناخوش من

بهر فردا مهلت امروز من

گریه هم بر من شبیخون می کند

خسروا، بین لشکر فیروز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳۷گر هوس بردم به رویت چشم خود بر دوختن
  2. شمارهٔ ۱۶۳۸چون بستدی دل من، پرسشم کن به ازین
  3. شمارهٔ ۱۶۳۹آخر بگو، ای نازنین، ناز تو تا کی همچنین؟
  4. شمارهٔ ۱۶۴۰در سرم باز هوایی ست که گفتن نتوان
  5. شمارهٔ ۱۶۴۱امروز به نظاره آن سرو خرامان
  6. شمارهٔ ۱۶۴۲ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن
  7. شمارهٔ ۱۶۴۳منم و خیال بازی شب و روز با جانان
  8. شمارهٔ ۱۶۴۴دلم را کرد صد پاره به سینه خار خار تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.