پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳۹

آخر بگو، ای نازنین، ناز تو تا کی همچنین؟

پوشیده در جان میخلد راز تو تا کی همچنین؟

حسنت بلا، نازت جفا، باری برآمد جان من

حسن تو تا کی همچنین، ناز تو تا کی همچنین؟

نبود نوای درد خوش، نشنید چون نالیدنم

خندید چون چنگ نگون ساز تو تا کی همچنین؟

چشم شکار انداز تو بازی ست کو مردم خورد

عالم ز مردم شد تهی، باز تو تا کی همچنین؟

خسرو لب خود می گزی، بهر لبش چون نیست آن

بیهوده بر لب‌های خود گاز تو تا کی همچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴۱امروز به نظاره آن سرو خرامان
  2. شمارهٔ ۱۶۴۲ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن
  3. شمارهٔ ۱۶۴۳منم و خیال بازی شب و روز با جانان
  4. شمارهٔ ۱۶۴۴دلم را کرد صد پاره به سینه خار خار تو
  5. شمارهٔ ۱۶۴۵دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای تو
  6. شمارهٔ ۱۶۴۶مه شبگرد من امشب چو مه می گشت و من با او
  7. شمارهٔ ۱۶۴۷دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو
  8. شمارهٔ ۱۶۴۸بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.