پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳۲

ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن

تا اندرو نگون نفتادی کناره کن

تا کی به جهد چاره مال و درم کنی؟

گر ممکنت بود ز پی عمر چاره کن

تاج سر فلک چه نظاره کنی به فرق

چون خشت زیر سر نهد آنگه نظاره کن

بر لوح خاک احسن تقویم چون تویی

در خویشتن شمار سپهر و ستاره کن

بگذر ز دهر و عنصر و اجرام، چرخ را

پیش عروس همت خود پیشکاره کن

چون ز آفتاب و مه تو بهی، گر شوی چراغ

سیلی به نور گو، به زبان صد حراره کن

ور خار بهر مطبخ تجرید می کشی

طوبی و سدره بشکن و بر پشتواره کن

دل گوهری ست، گر به رگ راست بندیش

آن رشته را بتاب و درین سنگ پاره کن

خسرو، به سیم معنی اگر در رسیده ای

آن سیم را به گوش دلت گوشواره کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳۴ای غمت خوش تر ز شادی کسان
  2. شمارهٔ ۱۶۳۵یک شب، ای ماه جهان افروز من
  3. شمارهٔ ۱۶۳۶از آن خویش کنم من که جان دهم بستان
  4. شمارهٔ ۱۶۳۷گر هوس بردم به رویت چشم خود بر دوختن
  5. شمارهٔ ۱۶۳۸چون بستدی دل من، پرسشم کن به ازین
  6. شمارهٔ ۱۶۳۹آخر بگو، ای نازنین، ناز تو تا کی همچنین؟
  7. شمارهٔ ۱۶۴۰در سرم باز هوایی ست که گفتن نتوان
  8. شمارهٔ ۱۶۴۱امروز به نظاره آن سرو خرامان
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.