پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۴

اگر در کشتنم تأخیر کردی

نبود از مرحمت تقصیر کردی

رها کردی چو من دیوانه ای

گرفتی زلف را زنجیر کردی

را از دل خونها چکید آن دم که بر ما

بقصد جان مزه چون تیر کردی

چه شوخی ای پسر کز عهد طفلی

بخونم میل بیش از شیر کردی

رقیبا مینمانی آدمی شکل

تو آن هیأت چرا تغییر کردی

نکردی سجده زاهد برآن روی

به بیدینی مرا تکفیر کردی

کمال احوال درد خویش با بار

چو گفتی نیک بد تقریر کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۶ای آفتاب روی تو در اوج دلبری
  2. شمارهٔ ۹۶۷ای آیت حسن از رخ خوب تو مثالی
  3. شمارهٔ ۹۶۸ای از خط تو زنگ بر آئینه شاهی
  4. شمارهٔ ۹۶۹ای بوده با تو ما را خویشی و آشنایی
  5. شمارهٔ ۹۷۰ای درد درون جان چه باشی
  6. شمارهٔ ۹۷۱ای دل این بیچارگی و مستمندی تا به کی
  7. شمارهٔ ۹۷۲ای دهان تو قند و لب همه می
  8. شمارهٔ ۹۷۳ای رخت آیت حسن و دهنت لطف خدای
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.