پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۱

ای دل این بیچارگی و مستمندی تا به کی

چون نداری روی درمان دردمندی تا به کی

بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جام

شمع مجلس را بگو کاین هرزه‌خندی تا به کی

از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار

ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تا به کی

پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بدار

در چمن با پای چوبین سربلندی تا به کی

با تو خود را کرد مانندی گل از باد هوا

گفت در رویش صبا کاین خودپسندی تا به کی

غمزه جادویت از ما چند پوشاند نظر

عالمی کردی مسخر چشم‌بندی تا به کی

گویی‌ام هردم که بیرون شو کمال از شهر ما

این سمرقندی گریه‌های خجندی تا به کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۳ای رخت آیت حسن و دهنت لطف خدای
  2. شمارهٔ ۹۷۴ای صبا بر خاک کوی یار ما خوش می‌روی
  3. شمارهٔ ۹۷۵ای صبا تاکی به زلف بار بازی می کنی
  4. شمارهٔ ۹۷۶ای گل روی ترا چون من بهر سو بلبلی
  5. شمارهٔ ۹۷۷این چه نبهاست وین چه شیرینی
  6. شمارهٔ ۹۷۸ای ولوله عشق تو به ره هرزه کویی
  7. شمارهٔ ۹۷۹با تو ه را نمی رسد دعوی
  8. شمارهٔ ۹۸۰باز به ناز کش مرا چیست که ناز می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.