پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۳

هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود

هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود

مرد تا روی نیارد ز دو عالم به خدای

مصطفی وار گزین همه عالم نشود

قلعه دین نکنی بی مدد دلها فتح

لشکرت گر نبود ملک مسلم نشود

تا مشرق نشود بنده به سلطان صفتان

هرگر اندر نظر خلق مکرم نشود

دل عشاق بازار و به جان عذر مخواه

که مداوای چنین ریش بمرهم نشود

گر شکست نو کند حاسد بدگوی کمال

دلت از جا نرود دانم و درهم نشود

سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند

قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۵هر که در راه تو اول قدم از خویش برید
  2. شمارهٔ ۵۴۶هرکه وصلش طلبد ترک سرش باید کرد
  3. شمارهٔ ۵۴۷هرگز به باد زلف خود آن مه رها نکرد
  4. شمارهٔ ۵۴۸هرگز ز زلف خویان بوی وفا نباید
  5. شمارهٔ ۵۴۹هرگزم روزی نداد آن طرفة بغداد داد
  6. شمارهٔ ۵۵۰هر گل که ز خاک من بروید
  7. شمارهٔ ۵۵۱هزار بار فزون ناز او گرم بکشد
  8. شمارهٔ ۵۵۲هزار سرو که در حد اعتدال برآید
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.