پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۵

نام مَه بردم شبی روی توام آمد به یاد

در دل شب حلقهٔ موی توام آمد به یاد

در نماز عشق پیش قبله رخسار تو

سورهٔ نون خواندم ابروی توام آمد به یاد

وصف اغلال و سلاسل خواندم اندر آیتی

از گرفتاران گیسوی توام آمد به یاد

اشک را دیدم به سر غلتان میان خاک و خون

کشتگان چشم جادوی توام آمد به یاد

زاهدی می‌کرد روزی وصف رضوان و بهشت

از مقیمان سر کوی توام آمد به یاد

چون شنیدم ذکر طوبی گه بلند و گاه پست

اعتدال سرو دلجوی توام آمد به یاد

می‌گشودم همچو گل اوراق دیوان کمال

بوی جان آمد از آن بوی توام آمد به یاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۷نخل مدنی ثمر برآورد
  2. شمارهٔ ۵۲۸ندارد آن دهان گفتم نشان گفتا چنان باشد
  3. شمارهٔ ۵۲۹نقطه دایره لطف دهان تو بود
  4. شمارهٔ ۵۳۰نمی خواهم که کسی با آن شکر لب هم نفس باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۱نوبهاران ز گلم بوی تو خوش می آید
  6. شمارهٔ ۵۳۲نور چشمی بر صاحب‌نظری می‌آید
  7. شمارهٔ ۵۳۳نور چشمی تو ما را نظری می‌باید
  8. شمارهٔ ۵۳۴وَرَقِ روی تو عُشّاق نکو می‌خوانند
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.