پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۳

شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم

کز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا

دارای دار ملکت او شاه مشرق است

کانواع نعمت از در دارا رسد مرا

دریاست شاه و من چو گیا تشنهٔ امید

کز دست شاه تحفهٔ دریا رسد مرا

شروان به فر اوست شرفوان و خیروان

من شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا

امسال پنجم است کز آنجا بیامدم

هر روز روزی نو از آنجا رسد مرا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵گفتی از شاهان تو را دل فارغ است
  2. شمارهٔ ۱۶ما غم کس نخورده‌ایم مگر
  3. شمارهٔ ۱۷نظاره کنان به روی خوبت
  4. شمارهٔ ۱۸چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید
  5. شمارهٔ ۱۹ای در آبدار توانی ز پیچ و خم
  6. شمارهٔ ۲۰ - در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانیقطب سپهر رفعت یعنی رکاب شاه
  7. شمارهٔ ۲۱بشنو ای پیر پند خاقانی
  8. شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوریسیزده جنس نهاده است نبی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.