پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خود

من که خاقانیَم آزاددلم

که خرد قائدِ رای است مرا

بیش جان را نکنم زنگ‌زده

کاینه عیب‌نمای است مرا

هم فراغ است کز آئینهٔ جان

صیقلِ زنگ‌زدای است مرا

نکُنم مدح‌سُرایی به دروغ

که زبان صدق‌سُرای است مرا

همه حس در تنِ من سلطان است

جز مشامی که گدای است مرا

به توکّل زیَم اکنون به کسب

که رضا صبرفزای است مرا

نانِ دونان نخورم بیش که دین

توشهٔ هر دو سَرای است مرا

من تیَمُّم به سرِ خاکِ نجس

کی کنم؟ کآب خدای است مرا

نورپروردهٔ کشف است دلم

که یقین پرده‌گشای است مرا

ننگ دارم که شوَم کرکس‌طبع

کز خرد نام همای است مرا

بختم انگشت‌کژ است آوخ از آنک

هنر انگشت‌نمای است مرا

پاک بودم دمِ دنیا نزدم

کو جُنُب بود نشایست مرا

آنچه بایست ندادند به من

وانچه دادند نبایست مرا

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴من به ری عزم خراسان داشتم
  2. شمارهٔ ۱۵گفتی از شاهان تو را دل فارغ است
  3. شمارهٔ ۱۶ما غم کس نخورده‌ایم مگر
  4. شمارهٔ ۱۷نظاره کنان به روی خوبت
  5. شمارهٔ ۱۸چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید
  6. شمارهٔ ۱۹ای در آبدار توانی ز پیچ و خم
  7. شمارهٔ ۲۰ - در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانیقطب سپهر رفعت یعنی رکاب شاه
  8. شمارهٔ ۲۱بشنو ای پیر پند خاقانی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.