پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و پند

بترس از بدِ خلق خاقانیا

ولیکن ز بد دِه امان خَلق را

وفا طبع گردان و ایمن مباش

ز غدری که طبع است آن خلق را

دروغی مران بر زبان و مدان

که صدقی بوَد بر زبان خلق را

در افعالِ خلق آشکارا شود

قضائی که آید نهان خلق را

هم از خلق سَر برزند از زمین

بدی کاید از آسمان خلق را

بَدِ خلق هرچت فزون‌تر رسد

نکوئی فزون‌تر رسان خلق را

همه دوستی ورز با خلق لیک

به دل دشمنِ خویش دان خلق را

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خودمن که خاقانیَم آزاددلم
  2. شمارهٔ ۱۳شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
  3. شمارهٔ ۱۴من به ری عزم خراسان داشتم
  4. شمارهٔ ۱۵گفتی از شاهان تو را دل فارغ است
  5. شمارهٔ ۱۶ما غم کس نخورده‌ایم مگر
  6. شمارهٔ ۱۷نظاره کنان به روی خوبت
  7. شمارهٔ ۱۸چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید
  8. شمارهٔ ۱۹ای در آبدار توانی ز پیچ و خم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.