پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

صبح و نبید

صبح آمد و علامت مصقول بر کشید

وز آسمان شمامهٔ کافور بر دمید

گویی که دوست قُرطهٔ شَعر کبود خویش

تا جایگاه ناف به عمدا فرو درید

در شد به چتر ماه سنانهای آفتاب

ور چند جِرم ماه سر اندر سپر کشید

خورشید با سهیل عروسی کند همی

کز بامداد کِلّهٔ مصقول بر کشید

وان عکس آفتاب نگه کن ؛ علم علم

گویی به لاژورد می سرخ بر چکید

یا بر بنفشه‌زار گل نار سایه کرد

یا برگ لاله‌زار همی بر چکد به خوید

یا آتش شعاع ز مشرق فروختند

یا پرنیان لعل کسی باز گسترید

جام کبود و سرخ نبید آر، کآسمان

گویی که جامهای کبود است پُر نبید

جام کبود و بادهٔ سرخ و شعاع زرد

گویی شقایق است و بنفشه‌ست و شنبلید

چون خوش بود نبید بر این تیغ آفتاب

خاصه که عکس او به نبید اندرون فتید

آن روشنی که چون به پیاله فرو چکد

گویی عقیق سرخ به لؤلؤ فرو چکید

وان صاف می که چون به کف دست بر نهی

کف از قدح ندانی، نی از قدح نبید

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. گازُرکوی و جوی از تو کوثر و فردوس
  2. دیده و اشکدو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من
  3. بهارزاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید
  4. خضاب شاعراز خضاب من و از موی سیه کردن من
  5. نیلوفر کبودنیلوفر کبود نگه کن میان آب
  6. خواری مُردهدانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا
  7. نقش دوستمیانهٔ دل من صورت تو بیخ زده‌ست
  8. مدح حضرت علی (ع)مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.