پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

زلف معشوق

کمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد

سپاه زنگ را ماند چو بر هم تاختن گیرد

معقرب زلف مشکینش معلق بر رخ روشن

چنان چون عنبرین عقرب که زهره در دهن گیرد

گهی همچون شبه باشد که بر خورشید برپاشی

گهی همچون شبی باشد که در روزی وطن گیرد

چو ساکن باشد از جنبش ، مثال قد او دارد

چو دیگر بار خم گیرد نشان قد ِ من گیرد

گهی از گل سلب سازد گهی از مه رقم دارد

گهی رسم صنم آرد گهی طبع سمن گیرد

خم زلفش یکی دام است چون خورشید و مه گیرد

سر زلفش یکی شست است کو سیمین ذَقَن گیرد

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. آن خوشه های رز ...آن خوشه های رز نگر آویخته سیاه
  2. دولت سامانیان و بلعمیانبه وقت دولت سامانیان و بلعمیان
  3. صبح و نبیدصبح آمد و علامت مصقول بر کشید
  4. شنبلید ، در میان خویدبگشای چشم و ژرف نگه کن به شنبلید
  5. گازُرکوی و جوی از تو کوثر و فردوس
  6. دیده و اشکدو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من
  7. بهارزاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید
  8. خضاب شاعراز خضاب من و از موی سیه کردن من
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.