پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود

ممنون چرب نرمی مرهم نمی شود

از منعمی بخواه که هر چند می دهد

هیچ از خزانهٔ کرمش کم نمی شود

زاهد، به حسن خلق، گرفتم فرشته شد

اما هزار حیف که آدم نمی شود

با آنکه هست بر دل سنگین بنای او

هرگز اساس عهد تو محکم نمی شود

صبحی نشد که جانب خورشید عارضت

چشمم روان چو دیدهٔ شبنم نمی شود

بتوان عیار مرد گرفت از فروتنی

شمشیر اصیل تا نبود خم نمی شود

اعجاز حسن بین که زگلزار عارضش

جویا به چیدن تو گلی کم نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
  2. شمارهٔ ۶۲۹سوار شو که جمالت یکی شود
  3. شمارهٔ ۶۳۰چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
  4. شمارهٔ ۶۳۱گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
  5. شمارهٔ ۶۳۲آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
  6. شمارهٔ ۶۳۳پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهد
  7. شمارهٔ ۶۳۴چو او در بزم ارباب هوس می‌رفت و می‌آمد
  8. شمارهٔ ۶۳۵آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.