پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۸

غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند

این گره را قطرهٔ شبنم به دندان واکند

آفتاب من به نقد جان چو شد جولان فروش

صبح را پیش از دو دم نگذاشت دکان واکند

بسکه می چسبند لبهایش ز شیرینی بهم

در شکفتن چون زهم آن لعل خندان واکند

می تواند گوهر مقصود را در عقد داشت

عقدهٔ تن را کسی کز رشتهٔ جان واکند

فتح ابواب است در بدن کلید موج می

بر رخ احباب درهای گلستان واکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۰چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
  2. شمارهٔ ۶۳۱گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
  3. شمارهٔ ۶۳۲آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
  4. شمارهٔ ۶۳۳پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهد
  5. شمارهٔ ۶۳۴چو او در بزم ارباب هوس می‌رفت و می‌آمد
  6. شمارهٔ ۶۳۵آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
  7. شمارهٔ ۶۳۶در دل، آنانکه غم یار نهان می دارند
  8. شمارهٔ ۶۳۷سالکانی که به خورشید رخت دل بستند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.