پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۲

آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد

همچو گوهر خلوتم لبریز مهتاب از تو شد

برق حسنت مضطرب سازد دل فولاد را

بی مروت! جوهر آیینه سیماب از تو شد

آتش است آتش، منه دست نوازش بر دلم

با وجود آنکه عمری پیش ازین آب از تو شد

عاشق آزاری به این حد شیوهٔ خوبان نبود

جای من در نازنینان این ادا باب از تو شد

رفتی و رنگ رخم دیشب سبک خیز از تو بود

آمدی و بخت غیر امشب گرانخواب از تو شد

اینقدرها شکوه از سودای عشق او چرا؟

نیم نازی کرده ای نقصان و داراب از تو شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۴چو او در بزم ارباب هوس می‌رفت و می‌آمد
  2. شمارهٔ ۶۳۵آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
  3. شمارهٔ ۶۳۶در دل، آنانکه غم یار نهان می دارند
  4. شمارهٔ ۶۳۷سالکانی که به خورشید رخت دل بستند
  5. شمارهٔ ۶۳۸کامت چو در شوی به خطرها همی دهند
  6. شمارهٔ ۶۳۹چو از فکر کام تو حاصل شود
  7. شمارهٔ ۶۴۰هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش می‌چکد
  8. شمارهٔ ۶۴۱آنکه زلفش به دلم دست تطاول پیچد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.