پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

کامت چو در شوی به خطرها همی دهند

در بحر غوطه زن که گهرها همی دهند

در فکر روزیانه مخور غم که هر سحر

از آفتاب زر به سپرها همی دهند

جایی که پردهٔ لب اظهار خامشی است

فریاد را چه مایه اثرها همی دهند

از سرد و گرم حادثه چون نخل سربلند

یکره زجا مرو که ثمرها همی دهند

آن سرگذشته ای که بجست از میان کار

روز جزا چه تاج و کمرها همی دهند

جویا دماغ ساغر عشقست شیرگیر

دلها همی برند و جگرها همی دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش می‌چکد
  2. شمارهٔ ۶۴۱آنکه زلفش به دلم دست تطاول پیچد
  3. شمارهٔ ۶۴۲عجزم از عشق محال است عنان تاب شود
  4. شمارهٔ ۶۴۳بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
  5. شمارهٔ ۶۴۴ز روز حشر شهید ترا چه بیم بود
  6. شمارهٔ ۶۴۵چشم مخمور تو چون بازار صهبا بشکند
  7. شمارهٔ ۶۴۶تا بر رخ تو زلف پریشان نمی شود
  8. شمارهٔ ۶۴۷گل به آن روی نکو می ماند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.