پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۵

آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود

قطره دریا می شود چون واصل دریا شود

قفل بر مخزن نشان مایه داریهای اوست

راز عشق از بستن لب بیشتر رسوا شود

قامت و رفتار او را دید چون سرو چمن

شد خرامان تا بلا گردان آن بالا شود

بسکه دزدیم نگاه شرم ازرخسار یار

چشم دارم دیدهٔ داغ دلم بینا شود

نکته پیرا باش با من بهر پاس عزتم

گر ببندی لب زبان مردمان گویا شود

همچو مجنون می تواند داد رسوایی دهد

پردهٔ ناموس هر کس دامن صحرا شود

ناامیدی در غمش سرمایهٔ دیوانگی است

سوخت چون در پردهٔ دل آرزو سودا شود

چون هوای صبحگاهی فیض می بارد ازو

ابر عالمگیر آهم گر فلک پیما شود

خویش را آویخت شاخ گل به دامان نسیم

تا به آسانی بلاگردان آن بالا شود

من غلام آنکه جویا بیند اسرار دو کون

دیده ای کز سرمهٔ خاک درش بینا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۷سالکانی که به خورشید رخت دل بستند
  2. شمارهٔ ۶۳۸کامت چو در شوی به خطرها همی دهند
  3. شمارهٔ ۶۳۹چو از فکر کام تو حاصل شود
  4. شمارهٔ ۶۴۰هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش می‌چکد
  5. شمارهٔ ۶۴۱آنکه زلفش به دلم دست تطاول پیچد
  6. شمارهٔ ۶۴۲عجزم از عشق محال است عنان تاب شود
  7. شمارهٔ ۶۴۳بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
  8. شمارهٔ ۶۴۴ز روز حشر شهید ترا چه بیم بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.