پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۰

چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد

چه مایه فیض کزان لعل تر نمی گیرد

بکن ستایش اهل کمال در غیبت

که روی آینه را کس به زر نمی گیرد

بود زسرمهٔ آهم فروغ دیده مهر

که این چراغ به هر شعله در نمی گیرد

بتی که نیست خبردار خویش از مستی

چه می شود اگر از ما خبر نمی گیرد

مدار چشم رهایی زتنگنای تنش

دلی که دامن آه سحر نمی گیرد

بجاست بلبل اگر صبح و شام می نالد

بلاست عشق نگاری که زر نمی گیرد

اگر نه آتش می در میان بود جویا

میان عاشق و معشوق در نمی گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۲آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
  2. شمارهٔ ۶۳۳پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهد
  3. شمارهٔ ۶۳۴چو او در بزم ارباب هوس می‌رفت و می‌آمد
  4. شمارهٔ ۶۳۵آشنا با عشق اگر شد عقده دل واشود
  5. شمارهٔ ۶۳۶در دل، آنانکه غم یار نهان می دارند
  6. شمارهٔ ۶۳۷سالکانی که به خورشید رخت دل بستند
  7. شمارهٔ ۶۳۸کامت چو در شوی به خطرها همی دهند
  8. شمارهٔ ۶۳۹چو از فکر کام تو حاصل شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.