پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۵

کسی که در طلبش درد جستجو دارد

همیشه گریه چو گرداب در گلو دارد

هوای باده بود در سری که بی مغز است

شراب، نسبت نزدیک با کدو دارد

ز شور لعل تو یکبار هر که کام گرفت

دلی به سینه نمکسود آرزو دارد

چمن به چشم حقیقت نهال کردهٔ تست

ز روی و موی تو گل رنگ فیض و بو دارد

به تنگنای بدن جان چسان بیاساید

که خلوتش زعناصر چهار سو دارد

گرفته کون و مکان را فروغ مهر رخش

کدام ذره نه در سر هوای او دارد

صفای دل ز غبار مذلت است ایمن

که آینه بر هر کس که رفت رو دارد

فروغ باده در آن رنگ رو تماشا کن

بلی صفای دگر در گل آب جو دارد

به چشم کم منکر بی زبانی ما را

که بانگاه کسی راه گفتگو دارد

ز سحرکاری چشمش به حیرتم جویا

که مست خواب خمارست و گفتگو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۷چو آفتاب جمال تو آشکاره شود
  2. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
  3. شمارهٔ ۶۲۹سوار شو که جمالت یکی شود
  4. شمارهٔ ۶۳۰چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
  5. شمارهٔ ۶۳۱گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
  6. شمارهٔ ۶۳۲آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
  7. شمارهٔ ۶۳۳پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهد
  8. شمارهٔ ۶۳۴چو او در بزم ارباب هوس می‌رفت و می‌آمد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.