پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد

تر نمی گردد دماغ خواهشم زین صاف و درد

پاس خود کی می تواند اهل نخوت داشتن

خویش را گم می کند آری به خود هر کس سپرد

ایمن است از دست انداز خزان حادثات

در ره آزادگی چون سرو هر کس پا فشرد

دوش آن ماه تمام از روزنم طالع نشد

تا سحرگه دیده ام بی او کواکب می شمرد

سود می گردد زیانها جمله در بازار او

هر که جویا خویش را در عشق بازی باخت، برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
  2. شمارهٔ ۶۲۷چو آفتاب جمال تو آشکاره شود
  3. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
  4. شمارهٔ ۶۲۹سوار شو که جمالت یکی شود
  5. شمارهٔ ۶۳۰چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
  6. شمارهٔ ۶۳۱گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
  7. شمارهٔ ۶۳۲آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
  8. شمارهٔ ۶۳۳پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.