پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

به لقای تو هر آن دیده که روشن باشد

همه جا در نظرش وادی ایمن باشد

دل به الطاف ستم پیشه تسلی نشود

نبرد تشنگی آبی که در آهن باشد

گرد ظلمت ز بس از صرصر آهم پاشید

لاله را ، داغِ چراغِ تهِ دامن باشد

چرب نرمی مبر از حد، دل افروخته ام

نه چراغی است که محتاج به روغن باشد

انجم از شوخی چشم تو پریشان حالند

ماه در پیش رخت سوخته خرمن باشد

هر که را زُورقِ طاقت ، شده طوفانیِ عشق

گر همه کام نهنگ است ، به مأمن باشد

در چراغی که بود زنده به عرفان، جویا

از گداز دل افروخته روغن باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳بس که گوهر بر کنارم چشم خون‌پالا فشاند
  2. شمارهٔ ۶۲۴از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
  3. شمارهٔ ۶۲۵کسی که در طلبش درد جستجو دارد
  4. شمارهٔ ۶۲۶زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
  5. شمارهٔ ۶۲۷چو آفتاب جمال تو آشکاره شود
  6. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
  7. شمارهٔ ۶۲۹سوار شو که جمالت یکی شود
  8. شمارهٔ ۶۳۰چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.