پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۰

تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند

هر ذره ای ز شوق جدا رقص می کند

تا گشته ایم مطلع خورشید معرفت

از شوق ذره ذرهٔ ما رقص می کند

بر دوش آه لخت دل خونچکان من

چون برگ گل به روی هوا رقص می کند

همچون شراره ای که بود در میان دود

در زلف آن پری دل ما رقص می کند

غلطد به دل اگر ز دل آید سخن برون

گوهر بروی آینه ها رقص می کند

دیروز بی تو بود زمینگیر ساغرم

امروز با تو نام خدا رقص می کند

شد چون شرر ز پردهٔ فانوس جلوه گر

از بس نگار من به حیا رقص می کند

ما در هوای دوست به رنگ شراره ایم

یعنی که ذره ذرهٔ ما رقص می کند

دل جوش خسروی زند از فیض نیستی

عنقای ما به بال هما رقص می کند

جویا ز جوش شوق ز دل تا به دیده ام

هر قطرهٔ سرشک جدا رقص می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۲از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
  2. شمارهٔ ۶۲۳بس که گوهر بر کنارم چشم خون‌پالا فشاند
  3. شمارهٔ ۶۲۴از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
  4. شمارهٔ ۶۲۵کسی که در طلبش درد جستجو دارد
  5. شمارهٔ ۶۲۶زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
  6. شمارهٔ ۶۲۷چو آفتاب جمال تو آشکاره شود
  7. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
  8. شمارهٔ ۶۲۹سوار شو که جمالت یکی شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.