پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۹

بگو به پیرمغان که شبها به روی میخواره درنبندد

که هر که بهر شکست دلها کمر ببندد، کمر نبندد

شب فراقت سر تو گردم به گرد خاطر مگرد چندین

حذر که آهم چو نخل شعله بری به غیر از شرر نبندد

زبخت واژون و جوش گریه ز طالع دون و فرط زاری

هجوم اشکم شب وصالت عجب که راه نبندد

به ترک دنیا مگر توانی ز رنج مردن نجات یابی

کسی که در شد به کنج عزلت کمر به قصد سفر نبندد

به آب و تاب گل جمالت به حسن رخسار و عقد دندان

هوا نگرید چمن نخندد سمن نروید گهر نبندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۱به لقای تو هر آن دیده که روشن باشد
  2. شمارهٔ ۶۲۲از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
  3. شمارهٔ ۶۲۳بس که گوهر بر کنارم چشم خون‌پالا فشاند
  4. شمارهٔ ۶۲۴از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
  5. شمارهٔ ۶۲۵کسی که در طلبش درد جستجو دارد
  6. شمارهٔ ۶۲۶زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
  7. شمارهٔ ۶۲۷چو آفتاب جمال تو آشکاره شود
  8. شمارهٔ ۶۲۸غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.