پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۶

زمی حسن فرنگش چون به فکر آب و رنگ افتد

چنان رخسارش افروزد که آتش در فرنگ افتد

اگر زخم تو ننوازد مرا از گرمی آهم

چنان کز نوک مژگان اشک پیکان از خدگ افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۸مار زلفش را نمی دانم چه افسون می کند
  2. شمارهٔ ۶۱۹بگو به پیرمغان که شبها به روی میخواره درنبندد
  3. شمارهٔ ۶۲۰تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
  4. شمارهٔ ۶۲۱به لقای تو هر آن دیده که روشن باشد
  5. شمارهٔ ۶۲۲از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
  6. شمارهٔ ۶۲۳بس که گوهر بر کنارم چشم خون‌پالا فشاند
  7. شمارهٔ ۶۲۴از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد
  8. شمارهٔ ۶۲۵کسی که در طلبش درد جستجو دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.