پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

گه عشق به ذات می نماید

گاهی به صفات می نماید

بی پرده یکیست ذاتش اما

در پرده ذوات می نماید

در ستر بطون و سر وحدت

بی صبر و ثبات می نماید

از بهر ظهور درمراتب

شیرین حرکات می نماید

هر چند مجرد از جهات است

در جمله جهات می نماید

بحریست محیط و چون زند موج

در شط و فرات می نماید

می باش قتیل عشق جامی

کین به ز حیات می نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶به آن بالا و رخ بر هر زمین کان نازنین پوید
  2. شمارهٔ ۱۷۷نه همین وقت مرا عشق مشوش دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۸نسیم باده به جان مژده حیات دهد
  4. شمارهٔ ۱۷۹هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد
  5. شمارهٔ ۱۸۰دم به دم خونم ز دیده بر گریبان می‌چکد
  6. شمارهٔ ۱۸۱به هر خانه کان نازنین می نماید
  7. شمارهٔ ۱۸۲ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد
  8. شمارهٔ ۱۸۳دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.