پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

دلا بین ز توبه به کارم گره

قل استغفرالله مما کره

چو مطرب خراشد رگ چنگ را

ز کارم گشاید به ناخن گره

چو شب ماه را تیر آهم بخست

عذار تو پوشید مشکین زره

چو بینی لبش جامی از پا بیفت

همانجا که می می خوری سربنه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰از صومعه آن به که به میخانه بری پی
  2. شمارهٔ ۲۸۱ای آن که گرد مه ز خط مشکین هلالی بسته‌ای
  3. شمارهٔ ۲۸۲گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی
  4. شمارهٔ ۲۸۳چه عجب بود ز تو ای پسر که به حال ما نظری کنی
  5. شمارهٔ ۲۸۴با این همه کین با من بیدل که تو داری
  6. شمارهٔ ۲۸۵یار شد شهرگرد و هر جایی
  7. شمارهٔ ۲۸۶به شب فروخته رو خانهٔ که می‌پرسی
  8. شمارهٔ ۲۸۷ای که افسانه این دیدهٔ تر می‌پرسی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.