پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۲

هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی

آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی

چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفته

هر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی

تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرها

از دور بینم او را وان نیز گاه گاهی

از خاک سربرآرم گر بگذرد به خاکم

زانسان که روید از گل در پای گیاهی

زین ره گذشت گویی آن غمزه زن که هر سو

در خون و خاک غلطان افتاده بی گناهی

صد حرف غم نوشتم در دل چو نامه وان را

خواهم فکند سویش همراه تیر آهی

جامی فکن به خواری خود را به خاک کویش

باشد به چشم رحمت سویت کند نگاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۴هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
  2. شمارهٔ ۹۷۵عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی
  3. شمارهٔ ۹۷۶دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی
  4. شمارهٔ ۹۷۷ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی
  5. شمارهٔ ۹۷۸شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
  6. شمارهٔ ۹۷۹گر بدانی که چها می کشم از درد جدایی
  7. شمارهٔ ۹۸۰از سبزه بر گل خط می فزایی
  8. شمارهٔ ۹۸۱سینه ام را چاک کن وآنجا درآی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.