پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۰

سینه روزن روزن است از ناوک صیدافکنی

خانه دل را فروغ دیگر از هر روزنی

دارم از اشک شفق گون دور ازان خورشید روی

همچو گردون هر نماز شام پر خون دامنی

نیست آن اندام نازک را مناسب هر لباس

بایدش از گل قبایی وز سمن پیراهنی

کیست گل تا چهره افروزد به خوبی پیش تو

آتش رخسار تو یک شعله وز گل خرمنی

سهم مژگان تو از دیدار ما را بازداشت

همچو روح الله حجاب راه ما شد سوزنی

جور کم کن با من مسکین که روز بازخواست

حیف باشد دامن پاکت به دست چون منی

جامی بی خان و مان را هر دم ای بدخو مران

زانکه آن مسکین به جز کویت ندارد مسکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۲ای مرا از عشق تو در کار خود حیرانیی
  2. شمارهٔ ۹۶۳خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
  3. شمارهٔ ۹۶۴وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی
  4. شمارهٔ ۹۶۵تو شمع مجلس انسی و شاه عالم جانی
  5. شمارهٔ ۹۶۶هر چند ز چشم ما نهانی
  6. شمارهٔ ۹۶۷ای فتنه چشم تو جهانی
  7. شمارهٔ ۹۶۸به کوی می فروشان خرده بینی
  8. شمارهٔ ۹۶۹نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.