پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۸

ای فسون چشم مستت مایه دیوانگی

آشنایان تو را از خویش هم بیگانگی

شمع رخسار تو هر جا برفروزد بزم حسن

از خدا خواهند خوبان دولت پروانگی

شیوه رندان چه داند زاهد خلوت نشین

جلوه طاووس کی آید ز مرغ خانگی

بگذر از طور خرد کاندر طریق عشق هست

عاقلی دیوانگی دیوانگی فرزانگی

ای که گویی شیوه مردانست صبر از روی خوب

خیز کز جامی نخواهد آمد این مردانگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۰نه غزالی که سرایم به خیالش غزلی
  2. شمارهٔ ۹۵۱می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
  3. شمارهٔ ۹۵۲زهی دور زلفت به هر چین دلی
  4. شمارهٔ ۹۵۳به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی
  5. شمارهٔ ۹۵۴سر تا به قدم غرقه دریای زلالی
  6. شمارهٔ ۹۵۵ای مظهر حسن لایزالی
  7. شمارهٔ ۹۵۶ز مشک تر خطی داری و خالی
  8. شمارهٔ ۹۵۷ای باغ حسن را جمال تو خرمی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.