پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۵

ای مظهر حسن لایزالی

مرآت جمال ذوالجلالی

انوار تجلی قدم را

رخسار تو احسن المجالی

در شان کمال توست نازل

آیات مکارم و معالی

رویت طرف من النهار است

زلفت زلف من اللیالی

میخانه که ساحت جلالش

بادا ز غبار غیر خالی

احرام حریم آن نبند

جز دردکشان لاابالی

جامی به وظایف تضرع

مشغول بود علی التوالی

باشد به حواله عنایت

روزی برسد بدان حوالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۷ای باغ حسن را جمال تو خرمی
  2. شمارهٔ ۹۵۸دارند جان و دل به تو هر یک تظلمی
  3. شمارهٔ ۹۵۹ارید بسط غرامی الیک بعد سلامی
  4. شمارهٔ ۹۶۰سینه روزن روزن است از ناوک صیدافکنی
  5. شمارهٔ ۹۶۱آخر ای سرو خرامان ز کدامین چمنی
  6. شمارهٔ ۹۶۲ای مرا از عشق تو در کار خود حیرانیی
  7. شمارهٔ ۹۶۳خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
  8. شمارهٔ ۹۶۴وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.