پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

مانده ام از یار دور و زنده ام

زین گنه تا زنده ام شرمنده ام

برنیارم کند ازان لب بوسه ای

گرچه عمری در طلب جان کنده ام

برده ام لاغر تنی پیش رقیب

استخوانی پیش سگ افکنده ام

بندگان داری سگان هم نیز و من

بندگان را سگ سگان را بنده ام

تا چشیدم لذت غم های تو

آید از شادی عالم خنده ام

ز اطلسی شاهی اگر عورم چه عار

خلعت من بس لباس ژنده ام

گفته جامی نمی ارزد به هیچ

هر چه می گویی بدان ارزنده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام
  2. شمارهٔ ۶۲۹ما به رنجوری و مهجوری و دوری ساختیم
  3. شمارهٔ ۶۳۰ما به یادت نشسته خاموشیم
  4. شمارهٔ ۶۳۱به مسجدی که خم ابروی تو را نگریم
  5. شمارهٔ ۶۳۲ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم
  6. شمارهٔ ۶۳۳هر چند تو شاه و ما گداییم
  7. شمارهٔ ۶۳۴عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم
  8. شمارهٔ ۶۳۵در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.