پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست

چو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست

هزار زخم کهن بر دلم ز تیغ تو هست

بیا که مرهم آن جز جراحت نو نیست

قلم به نسخ خط مهوشان بکش کامروز

به حسن خط تو ماهی درین قلمرو نیست

دوم به راه غمت کز غبار غیر تهی ست

به جست و جوی تو چون من کسی تهیدو نیست

چه شد که مه زده خرمن تو روی گندمگون

نما که خرمن او در حساب یک جو نیست

چو روی او نتوان با حجاب هستی دید

دلا ببین دهنش وز وجود خود شو نیست

به نکته های حسن جامی این کمالت بس

که ساز نظم تو را جز نوای خسرو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت
  2. شمارهٔ ۲۰۳لبت قوت جان از شکرخنده ساخت
  3. شمارهٔ ۲۰۴بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت
  4. شمارهٔ ۲۰۵چشمت ز غمزه تیغ و ز مژگان خدنگ ساخت
  5. شمارهٔ ۲۰۶سودای عشقت از دو جهانم یگانه ساخت
  6. شمارهٔ ۲۰۷بیا که شاهد بستان ز رخ نقاب انداخت
  7. شمارهٔ ۲۰۸پرتو شمع رخت عکس بر افلاک انداخت
  8. شمارهٔ ۲۰۹بر فلک دوش از خروش من دل اختر بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.