پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

مؤثر در وجود الا یکی نیست

درین حرف شگرف اصلا شکی نیست

ولی جز زیرکان این را ندانند

دریغا زیر گردون زیرکی نیست

جمال اوست تابان ور نه بردن

دل از مردان حد هر کودکی نیست

ز خم جو فیض و ساغر هم که بی فیض

به میخانه بزرگ و کوچکی نیست

عطای عشق بسیار است دردا

کزان بسیار ما را اندکی نیست

ز ارباب عمامه معنی فقر

مجو کین تاج بر هر تارکی نیست

به کوی نیستی جامی فرو رو

که سالک را ازین به مسلکی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۱بی تو مرا خانه جز گوشه ویرانه نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۲صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت
  4. شمارهٔ ۲۰۳لبت قوت جان از شکرخنده ساخت
  5. شمارهٔ ۲۰۴بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت
  6. شمارهٔ ۲۰۵چشمت ز غمزه تیغ و ز مژگان خدنگ ساخت
  7. شمارهٔ ۲۰۶سودای عشقت از دو جهانم یگانه ساخت
  8. شمارهٔ ۲۰۷بیا که شاهد بستان ز رخ نقاب انداخت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.