پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۹ - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است

در زمان گذشته دهقانی

گاو می راند گرد ویرانی

ناگهان آلت زراعت او

بر زمین شد فرو در آن تک و پو

آشکارا شد از زمین یک خم

پر درونش ز خوشه گندم

خوشه هایی چو دانه های گهر

زرگرانش غلاف کرده ز زر

دانه های بزرگ و رخشنده

دیده را فیض نور بخشنده

حالی آن را به پیش شاه رساند

شاه آن را بدید و حیران ماند

گفت کز سالدیده دهقانان

قصه های نو و کهن دانان

باز پرسید کین که افزوده ست

حیرت ما کجا و کی بوده ست

کهنه پیری که بر حدود دویست

دور گردون نیافتش سر ایست

گفت بود این به دور آن سلطان

که دو صاحب خرد در آن دوران

یکی از دیگری رزی بخرید

آمد از رز خمی بزرگ پدید

خمی از زر و گوهر آکنده

شد خرنده بر فروشنده

که بیا خم خویش گرد آور

بهره برگیر ازان زر و گوهر

گفت رو رو که آن خریده توست

بهره از وی جز از تو نیست درست

هر دو زان گفت و گو بیازردند

داوری پیش پادشا بردند

پادشا داشت پیش ازان خبری

کان دو دارند دختر و پسری

داد پیوند هر دو را با هم

کردشان زان زر و گهر خرم

هر دو خصم آمدند با هم راست

وز میان جنگ و داوری برخاست

پیر گفتا که آن نه از ما بود

اثر عدل شاه والا بود

خاک از عدل او چو زر می شد

کشت ما خوشه گهر می شد

ظلم شاهان ز حد گذشت امروز

هست بر ما هزار شکر هنوز

که نه در خوشه بلکه در خرمن

گندم ما نمی شود ارزن

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۱ - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانیدپیش سلطان عاقبت محمود
  2. بخش ۱۲ - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالممعدلت سیر تا جهاندارا
  3. بخش ۱۳ - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشتبود در مرو شاهجان زالی
  4. بخش ۱۴ - به خواب دیدن عبدالله عمر رضی الله عنهما بعد از دوازده سال پدر خود را و خبر دادن وی از مناقشه در حساب و مضایقه در حقوق عباددید پور عمر به چشم خیال
  5. بخش ۱۵ - حکایت غازان که از برای یک توبره کاه آتش در خرمن ظالمی انداخت و از پرتو آن عالمی را روشن ساختسرور خیل غازیان غازان
  6. بخش ۱۶ - حکایت هرمز بن کسری و منادی فرمودن وی سپاه را که به کشت کس درمیایید و بریدن گوش آن کس که آن منادی را گوش نکردپور کسری که داشت هرمز نام
  7. بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کردبر در بارگاه یا سر راه
  8. بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری استدل شه چون هوا پرست بود
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.