پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۱۵ - حکایت غازان که از برای یک توبره کاه آتش در خرمن ظالمی انداخت و از پرتو آن عالمی را روشن ساخت

سرور خیل غازیان غازان

بر سر دشمنان دین تازان

روزی از شهر کرد عزم شکار

در رهش بر دهی فتاد گذار

به تعدی گرفت ناسره ای

از فقیری ز کاه توبره ای

خواست از وی فقیر دهقان داد

به سیاستگریش فرمان داد

گفت با شه وزیر وزر اندوز

بهر ظلمی هزار عذر آموز

کای شهنشه برای مشتی کاه

به سیاست مریز خون سپاه

شاه گفت ای به کار عدل زبون

گر نریزم برای کاهش خون

کاه را چون گرفت جو خواهد

جان دهقان برای جو کاهد

ور ز جو نیز دارمش معذور

بر وی آرد برای گندم زور

ور جهد از سیاست گندم

طمع آرد به خانه مردم

آتش افتد چو در در خانه

بایدش ز آب کشت مردانه

کز در خانه چون به بام رسد

کی کس از کشتنش به کام رسد

پس بفرمود تا کنند سپاه

خرمنی کاه گرد بر سر راه

جا به بالای خرمنش سازند

واندر آن خرمن آتش اندازند

آتش افتاد چون در آن خرمن

شد جهان از فروغ آن روشن

ظلمت ظلم از جهان برخاست

جان ظالم فتاد در کم و کاست

علم نور عدل بر سر زد

سر بر این نه رواق اخضر زد

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کردبر در بارگاه یا سر راه
  2. بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری استدل شه چون هوا پرست بود
  3. بخش ۱۹ - حکایت شبروی محمود غزنوی و از هر کس خبر بدی و نیکی خود پرسیدن و از بدی بریدن و بر نیکی آرمیدنشب که رهبان دیر شماسی
  4. بخش ۲۰ - حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محبت وی از تدبیر ملک بازمانده بود خلاصی یابدشاه ترمذ کنیزکی زیبا
  5. بخش ۲۱ - در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختنبه غضب جان هیچ کس مخراش
  6. بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشاندر رهی می گذشت پیغمبر
  7. بخش ۲۳ - حکایت شکایت آن پادشاه از استیلای صفت غضب بر وی پیش آن حکیم و معالجه فرمودن حکیم آن رابود شاهی به فضل و دانش و رای
  8. بخش ۲۴ - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از ویبشنو این قصه را که نوشروان
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.