پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشان

در رهی می گذشت پیغمبر

با گروهی ز دوستان همبر

دید قومی گرفته تیشه به دست

گرد سنگی بزرگ کرده نشست

گفت کین دست و پا خراشیدن

چیست وین سنگ را تراشیدن

قوم گفتند ما جوانانیم

زورمندان و پهلوانانیم

چون به زور آوری کنیم آهنگ

هست میزان زور ما این سنگ

گفت گویم که پهلوانی چیست

مرد دعوی پهلوانی کیست

پهلوان آن بود که گاه نبرد

خشم را زیر پا تواند کرد

خشم اگر کوه سهمگین باشد

پیش او پشت بر زمین باشد

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۲۴ - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از ویبشنو این قصه را که نوشروان
  2. بخش ۲۵ - گفتار در فضیلت جود و کرمپیش سوداییان تخت و جلال
  3. بخش ۲۶ - حکایت معامله و مقاوله حکم با زنزد حکیمی به حکم جود قدم
  4. بخش ۲۷ - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شستخواست تا آفتابه زر خویش
  5. بخش ۲۸ - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهرسنجر بن ملکشه آن شه راد
  6. بخش ۲۹ - قصه حاتم و آن بند از پای اسیری گشادن و بر پای خود نهادنحاتم آن بحر جود و کان عطا
  7. بخش ۳۰ - گفتار در مذمت بخلبخل قفلیست بر خزینه شاه
  8. بخش ۳۱ - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته استشد به پیش رسول بیوه زنی
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.