پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۳۱ - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته است

شد به پیش رسول بیوه زنی

از نهال قبول میوه کنی

وصف او کرد با رسول کسی

زد ز اعمال خیر او نفسی

که همه روز روزه می دارد

همه شب جز نماز نگذارد

لیکن از جود دست او بسته ست

رگ جانش به بخل پیوسته ست

گفت ختم رسل که دامن و جیب

کاشش آلوده بودی از همه عیب

وز بخیلی نبودیش بسته

دست از بذل مال پیوسته

هر کجا بخل فخر پی سپر است

هر کجا جود عیبها هنر است

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۳۳ - گفتار در بیان آنکه پادشاهان را از دو کس گریز نیست عالمی که کار دین وی سازد و وزیری که کار دنیای وی پردازدشاه را چاره نیست از دو نفر
  2. بخش ۳۴ - حکایت امیر خوارزمی که ظلم و فسق خود را به شریعت راست کردیبود پیری به خطه خوارزم
  3. بخش ۳۵ - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمودحاجیان را به وقت حج افتاد
  4. بخش ۳۶ - در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب گفتار نیک کردار ناچار است از وزیر مشیر به رعایت رعایا و عنایت به کافه برایا ناگزیر استشاه را آنچنان که نیست گزیر
  5. بخش ۳۷ - حکایت آن بد سرشت که به صاحب عباد نامه نوشت که فلان مالدار مرده است و از وی مال خطیر مانده و بجز یک طفل صغیر وارثی ندارد و جواب نوشتن صاحب عباد به ویابن عباد آن بری ز عناد
  6. بخش ۳۸ - نصیحتی منجی از فضیحت و ملامت مفضی به سلامتبشنو ای خواجه این حکایت را
  7. بخش ۳۹ - حکایت سیاست یعقوب سلطان آن عوان شیرازی رابود یعقوب بن حسن شاهی
  8. بخش ۴۰ - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناسهر چه بینی به زیر چرخ کبود
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.