پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۴۰ - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناس

هر چه بینی به زیر چرخ کبود

که کند جنبش از عدم به وجود

گرچه اول نموده روی اینجاست

جنبش آن ز عالم بالاست

نیست روزی به نزد ما و شبی

کش نباشد ز آسمان سببی

بی سبب ز آسمان نتابد نور

بی سبب بر زمین نجنبد مور

لاجرم نکته جوی دانش کیش

چرخ پیما به فکر دور اندیش

ز اختلافات گردش افلاک

مختلف وضع ها کند ادراک

بیند از هر یکی جدا اثری

کان اثر را نبیند از دگری

آورد حکم های گوناگون

از برای جهانیان بیرون

زید احکام سعد و نحس شناس

زان به امید جفت زین به هراس

آن به هر دولتش نوید آرد

وین خلل در ره امید آرد

به چنین علم جمله محتاجند

خاصه آنان که صاحب تاج اند

هست در رزم و بزم و گشت و شکار

اختیارات وقتشان در کار

زان کز آسیبشان فتد به مثل

در همه کار و بار خلق خلل

همه عالم تن اند و ایشان دل

کار بر تن ز دل بود مشکل

تا بود دل درون تن به صلاح

به صلاح است تن صباح و رواح

ور فسادی به دل رسد ناگاه

به همه تن فساد یابد راه

ای بسا حکم های روشن و راست

همچو الهام و وحی بی کم و کاست

که جهد از زبان اهل نجوم

صدق آن عاقبت شود معلوم

بنده را روی در خلد آرد

صورت بندگی بجا آرد

دل او زین سرا بگرداند

رخش همت بدان سرا راند

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۲ - گفتار در احتیاج به طبیب که حفظ صحت به رأی وی منوط است و معالجه مرض به تدبیر وی مشروطدل بود اوستاد کارگزار
  2. بخش ۴۳ - امام شافعی رضی الله عنه فرموده است که می بایستی طبیب اسلامیان دانایان پارسا بودی نه یهود و ترساشافعی آن امام مطلبی
  3. بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کردبه یکی از ملوک سامانی
  4. بخش ۴۵ - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودندبود در عهد بوعلی سینا
  5. بخش ۴۶ - گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دلشعر چه بود نوای مرغ خرد
  6. بخش ۴۷ - اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماندحبذا شاعران مدحت سنج
  7. بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است:«گر عیب سر زلف بت از کاستن است
  8. بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوحشاعری را به خواجه ممدوح
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.