پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۴۲ - گفتار در احتیاج به طبیب که حفظ صحت به رأی وی منوط است و معالجه مرض به تدبیر وی مشروط

دل بود اوستاد کارگزار

تن به دستش نهاده آلت کار

کارش از بهر راحت دو سرای

یاری خلق و بندگی خدای

شغل استاد را به هر حالت

شرط باشد درستی آلت

اول آلت درست می باید

تا ازو کارها درست آید

تا قلم را نخست دست دبیر

نتراشد به گزلک تدبیر

نرود بر مراد دل قلمش

خوش نیاید به چشم کس رقمش

تا نه گزلک ز صنعت سکاک

شود از کندی و درشتی پاک

کی قلم را توان تراشیدن

روی دفتر به آن خراشیدن

همچنین تن که آلت دل توست

کارهای دلت به اوست درست

حارسی بایدش دقیقه شناس

کش ز آفات دهر دارد پاس

حفظ صحت کند به زور آغاز

صحت رفته را بیارد باز

در مزاجت گر اختلال افتد

منحرف گشته ز اعتدال افتد

کند از یاوری علم و عمل

انحرافش به اعتدال بدل

کیست حارس طبیب روشن رای

سوده در راه کسب حکمت پای

برده در علم محنت تحصیل

کرده آن را ز آزمون تکمیل

مقبلی مشفقی نکوکاری

خاطری زو ندیده آزاری

با همه بذله گوی و خندان روی

با همه مهربان و نیکو خوی

نه در ابروش چین ز سنگدلی

نه گره بر جبین ز تنگدلی

طلعت او شفای بیماران

خنده اش راحت جگر خواران

مترقب لقای یزدان را

مترصد رضای رضوان را

دست او در سبب چو اهل حجاب

دل او با مسبب الاسباب

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کردبه یکی از ملوک سامانی
  2. بخش ۴۵ - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودندبود در عهد بوعلی سینا
  3. بخش ۴۶ - گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دلشعر چه بود نوای مرغ خرد
  4. بخش ۴۷ - اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماندحبذا شاعران مدحت سنج
  5. بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است:«گر عیب سر زلف بت از کاستن است
  6. بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوحشاعری را به خواجه ممدوح
  7. بخش ۵۰ - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاریعارفی بود در زمین هری
  8. بخش ۵۱ - خاتمه کتابجامی از شعر و شاعری باز آی
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.