پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۴۵ - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودند

بود در عهد بوعلی سینا

آن به کنه اصول طب بینا

ز آل بویه یکی ستوده خصال

شد ز ماخولیا پریشان حال

بانگ می زد که کم بود در ده

هیچ گاوی به سان من فربه

آشپز گر پزد هریسه ز من

گرددش گنج سیم کیسه ز من

زود باشید و حلق من ببرید

به دکان هریسه پز سپرید

صبح تا شام حال او این بود

با حریفان مقال او این بود

نگذشتی ز روز و شب دانگی

که چو گاوان نبودیش بانگی

که به زودی به کارد یا خنجر

بکشیدم که می شوم لاغر

تا به جایی رسید کو نه غذا

خورد از دست هیچ کس نه دوا

اهل طب راه عجز بسپردند

استعانت به بوعلی بردند

گفت سویش قدم نهید از راه

مژده گویان که بامداد پگاه

که رسد بهر کشتنت به شتاب

شنه در دست خواجه قصاب

رفت ازین مژده زور گرانیها

کرد اظهار شادمانی ها

بامدادان که بوعلی برخاست

شد سوی منزلش که گاو کجاست

آمد و خفت در میان سرای

که منم گاو هان و هان پیش آی

بوعلی دست و پاش سخت ببست

کارد بر کارد تیز کرد و نشست

برد قصاب وار کف سویش

دید هنجار پشت و پهلویش

گفت کین گاو لاغر است هنوز

مصلحت نیست کشتنش امروز

چند روزیش بر علف بندید

یک زمانش گرسنه مپسندید

تا چو فربه شود برانم تیغ

نبود افسوس ذبح او و دریغ

دست و پایش ز بند بگشادند

خوردنی هاش پیش بنهادند

هر چه دادندش از غذا و دوا

همه را خورد بی خلاف و ابا

تا چو گاوان ازان شود فربه

شد خود او از خیال گاوی به

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۷ - اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماندحبذا شاعران مدحت سنج
  2. بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است:«گر عیب سر زلف بت از کاستن است
  3. بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوحشاعری را به خواجه ممدوح
  4. بخش ۵۰ - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاریعارفی بود در زمین هری
  5. بخش ۵۱ - خاتمه کتابجامی از شعر و شاعری باز آی
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.