پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۳۹ - حکایت سیاست یعقوب سلطان آن عوان شیرازی را

بود یعقوب بن حسن شاهی

آسمان جمال را ماهی

نوجوانی که نارسیده بسی

بود کارش به غور کار رسی

ملکی از شام تا خراسان داشت

وز بدی ها دلی هراسان داشت

پشت ظلم آوران شکست از وی

صیت نوشیروان نشست از وی

روزی آمد ز خطه شیراز

رقعه ای پر دعای اهل نیاز

که فلان ظالم ستم پیشه

به کف آورده از قلم تیشه

می زند بیخ بندگان خدای

ای خداوند مرحمت فرمای

سوی تبریز خواند آن سگ را

یعنی آن بد نهاد بد رگ را

آه اگر سگ بگیردم دامن

که چه کین بودت این همه با من

کاندر این قصه چون سخن راندی

آن عوان را به نام من خواندی

شاهش القصه پیش خویش نشاند

رقعه سر تا به پای بر وی خواند

گرچه انکار کرد ز اول کار

کرد آخر به آنچه بود اقرار

شاه چاچی کمان نهادبه دست

ناوک جان ستان گشاد ز شست

هدف تیر خشم کرد او را

همچو سگ چار چشم کرد او را

آری آن تیر ازو چو کرد گذر

شد گشاده بر او دو چشم دگر

تا به آنها سزای خود بیند

کار بد را سزای بد بیند

حیف ازان دست و شست و تیر و کمان

که چنان شه ز جور دور زمان

آفت باد بی نیازی یافت

روی ازین صورت مجازی تافت

لطف ایزد نثار جانش باد

فضل حق راحت روانش باد

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۱ - حکایت نظام الملک و منجم موصلیبود در دولت نظام الملک
  2. بخش ۴۲ - گفتار در احتیاج به طبیب که حفظ صحت به رأی وی منوط است و معالجه مرض به تدبیر وی مشروطدل بود اوستاد کارگزار
  3. بخش ۴۳ - امام شافعی رضی الله عنه فرموده است که می بایستی طبیب اسلامیان دانایان پارسا بودی نه یهود و ترساشافعی آن امام مطلبی
  4. بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کردبه یکی از ملوک سامانی
  5. بخش ۴۵ - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودندبود در عهد بوعلی سینا
  6. بخش ۴۶ - گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دلشعر چه بود نوای مرغ خرد
  7. بخش ۴۷ - اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماندحبذا شاعران مدحت سنج
  8. بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است:«گر عیب سر زلف بت از کاستن است
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.