پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۳۸ - نصیحتی منجی از فضیحت و ملامت مفضی به سلامت

بشنو ای خواجه این حکایت را

بنگر این دانش و درایت را

تو هم آخر ز جنس آدمیی

با ملک در مقام محرمیی

گر قلم می زنی بدینسان زن

گوهر مکرمت ازین کان کن

ور نه بفکن قلم که از مشتت

باد با او فکنده انگشتت

روی نرم و دل درشت که چه

با درفش زمانه مشت که چه

چند بر جاه و مال لرزیدن

چند وزر و وبال ورزیدن

قصه ظالمان که بشنیدی

کیفر ظلم ها که خود دیدی

هیچ ازان اعتبار نگرفتی

ترک این کار و بار نگرفتی

پیش ازان دم که همچو سگ میری

در ره ظلم تیز تگ میری

آدمی گرد و از سگی باز آی

با صفات فرشته دمساز آی

ور نه ترسم که عالم گذران

با تو هم آن کند که با دگران

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۴۰ - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناسهر چه بینی به زیر چرخ کبود
  2. بخش ۴۱ - حکایت نظام الملک و منجم موصلیبود در دولت نظام الملک
  3. بخش ۴۲ - گفتار در احتیاج به طبیب که حفظ صحت به رأی وی منوط است و معالجه مرض به تدبیر وی مشروطدل بود اوستاد کارگزار
  4. بخش ۴۳ - امام شافعی رضی الله عنه فرموده است که می بایستی طبیب اسلامیان دانایان پارسا بودی نه یهود و ترساشافعی آن امام مطلبی
  5. بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کردبه یکی از ملوک سامانی
  6. بخش ۴۵ - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودندبود در عهد بوعلی سینا
  7. بخش ۴۶ - گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دلشعر چه بود نوای مرغ خرد
  8. بخش ۴۷ - اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماندحبذا شاعران مدحت سنج
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.