پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر سوم

بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است

دل شه چون هوا پرست بود

ملک دین را ز وی شکست بود

دلش از شاهدان ساده عذار

در تمنای بوس و ذوق کنار

پاکی از خصم بر کنار نهد

بوسه بر تیغ آبدار دهد

قبله شاه شاهد ظفر است

کز همه شاهدان جمیل تر است

نخل بالاش رمح تیز گذار

بر صف صفداران کوه وقار

چشم شهلای او به سرمه سیاه

سرمه او غبار نعل سپاه

غمزه او سنان سینه شکاف

سینه پردلان روز مصاف

طلعتش آفتاب تیغ صیقل

غازیان را به روز فتح دلیل

هر که بر طلعتش گشاد نظر

بست دیده ز شاهدان دگر

الله الله که راست این شاهد

چه بلا دلرباست این شاهد

دل صد کس به خون بیالاید

تا یکی را جمال بنماید

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۲۰ - حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محبت وی از تدبیر ملک بازمانده بود خلاصی یابدشاه ترمذ کنیزکی زیبا
  2. بخش ۲۱ - در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختنبه غضب جان هیچ کس مخراش
  3. بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشاندر رهی می گذشت پیغمبر
  4. بخش ۲۳ - حکایت شکایت آن پادشاه از استیلای صفت غضب بر وی پیش آن حکیم و معالجه فرمودن حکیم آن رابود شاهی به فضل و دانش و رای
  5. بخش ۲۴ - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از ویبشنو این قصه را که نوشروان
  6. بخش ۲۵ - گفتار در فضیلت جود و کرمپیش سوداییان تخت و جلال
  7. بخش ۲۶ - حکایت معامله و مقاوله حکم با زنزد حکیمی به حکم جود قدم
  8. بخش ۲۷ - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شستخواست تا آفتابه زر خویش
همه‌ی دفتر سوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.