پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید

نوجوانی نخورده نشتر غم

شد گرفتار عشق دختر عم

روز و شب در سرای عم می بود

در مقام رضای عم می بود

دمبدم روی دخترش می دید

میوه از باغ نوبرش می چید

بود شبها در آن نشیمن راز

با شکنهای زلف او کجه باز

لیک داغش چو سینه سوز افتاد

کجه او به روی روز افتاد

پیش عم آشکار شد رازش

داشت از خانه آمدن بازش

چند روز آن جوان نیکو روی

که به دیدار یار بودش خوی

چون بدل شد وصال او به فراق

محنتش جفت گشت و طاقت طاق

یک شب از آرزوی دیدارش

کرد منزل به بام و دیوارش

خواست از مهر روی روشن او

که درآید چو مه به روزن او

ناگهانش فکند لغزش پای

از لب بام در میان سرای

عم ز افتادنش چو گشت آگاه

دزدوارش گرفت و داشت نگاه

بامدادش به شاه دوران برد

دادخواهان به پیش سلطان برد

شاه پرسید ازو که ای اوباش

دور از اندیشه معاد و معاش

شب که رو در ره خطا رفتی

به سرای کسان چرا رفتی

دید مسکین جوان که آن نه نکوست

که نهد تهمتی به دامن دوست

زد به سر منزل ملامت گام

راند بر خویشتن به دزدی نام

شاه بعد از جواب بشنیدن

داد فرمان به دست بریدن

واقفی از حقیقت آن حال

رقعه ای کرد سوی شاه ارسال

کای به حشمت ز خسروان فایق

نیست بر عاشق این جزا لایق

عاشق از شور عشق مجنون است

کار مجنون ز شرع بیرون است

مرد عاشق نه سیم و زر دزدد

از لب یار خود شکر دزدد

نیست جز دزدیی پسندیده

آمدن سوی یار دزدیده

شه چو مضمون کار را دانست

حال آن دل فگار را دانست

گفت با عم وی که ای سره مرد

این جوان را مکش به محنت و درد

بگسل از عهد سست پیوندی

سرفرازیش ده به فرزندی

رسم و راه ستمگری بگذار

جوهر خود به جوهری بسپار

گفت عم کو نه لایق است مرا

نه حریف موافق است مرا

شاه گفت آن که نام و ننگ تو جست

دست از نام و ننگ بهر تو شست

زو موافقتری کجا یابی

سر ز پیوند او چرا تابی

گفت عم کو فقیر و دست تهیست

مرد را داغ فقر رو سیهیست

شاه اسباب کار هر دو بساخت

به زر و مال هر دو را بنواخت

عقد بست آن جوان و دختر را

ساخت یک عقد آن دو گوهر را

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۱ - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفتمعتمر چون بدید صورت حال
  2. بخش ۵۲ - رفتن معتمر دنبال آواز نالنده بار دوم و یافتن عیینهآن بزرگ عرب چو این بشنید
  3. بخش ۵۳ - باز نمودن عیینه صورت حال خود را پیش معتمرروزی از روزها به کسب ثواب
  4. بخش ۵۴ - غزل گفتن عیینه در حسب حال خودشد خروشان به دلخراش آواز
  5. بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریاخسرو صبح چون علم بر زد
  6. بخش ۵۶ - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتنمعتمر گفت با وی از دل پاک
  7. بخش ۵۷ - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینهاین سخن گفت و از زمین برخاست
  8. بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگرمعتمر گفت آن منم اینک
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.