پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۵۶ - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتن

معتمر گفت با وی از دل پاک

کای عیینه مباش اندهناک

کانچه دارم ز ملک و مال به کف

گرچه اسباب حشمت است و شرف

همه صرف تو می کنم امروز

تا شوی بر مراد خود فیروز

دست او را گرفت مشفق وار

برد یکسر به مجلس انصار

گفت بعد از سلام با ایشان

کای به ملک صفا وفاکیشان

این جوان کیست در میان شما

چیست در حق او گمان شما

همه گفتند با جمال نسب

هست شمعی ز دودمان عرب

گفت کو را بلایی افتاده ست

در کمند هوایی افتاده ست

چشم می دارم از شما یاری

وز سر مرحمت مددکاری

بهر مطلوبش اختیار سفر

بر دیار بنی سلیم گذر

همه سمعا و طاعت گویان

معتمر را به جان رضا جویان

بر نجیب اشتران سوار شدند

متوجه بدان دیار شدند

می بریدند کوه و صحرا را

پرس پرسان دیار ریا را

تا به منزلگهش پی آوردند

پدرش را ازان خبر کردند

کردشان شاد و خرم استقبال

با کسان گفت تا به استعجال

فرش های نفیس افکندند

نطعهای عجب پراکندند

هر کسی را به جای وی بنشاند

وز ثنا گوهرش به فرق فشاند

آنچه حاضر ز گله بود و رمه

کشت و پخت و کشید پیش همه

معتمر گفت کای جمال عرب

همه کار تو در کمال ادب

نخورد کس ز سفره و خوانت

تا ز بحر نوال و احسانت

حاجت جمله را روا نکنی

آرزوی همه عطا نکنی

گفت کای سوی صدق روی شما

چیست از بنده آرزوی شما

گفت هست آنکه گوهر صدفت

اختر برج عزت و شرفت

با عیینه که فخر انصار است

نیک کردار و راست گفتار است

گوهر سلک اتصال شود

رازدار شب وصال شود

گفت تدبیر کار و بار او راست

واندر این کار اختیار او راست

با وی این را بگویم از آغاز

آنچه گوید به مجلس آرم باز

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگرمعتمر گفت آن منم اینک
  2. بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشانبعد چل روز کز نشاط و سرور
  3. بخش ۶۰ - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخبعد شش سال معتمر یا هفت
  4. بخش ۶۱ - قصه تحفه مغنیهتاجری می گذشت در بغداد
  5. بخش ۶۲ - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او راتاجر القصه شد عزایم خوان
  6. بخش ۶۳ - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی ویهم در آن وقت ها سری سقطی
  7. بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از ویتحفه و شیخ در سخن بودند
  8. بخش ۶۵ - قصه ملاقات ذوالنون مصری قدس الله تعالی سره در حرم مکه با آن کنیزک و مقالات ایشان با یکدیگرلقمه ماهی فنا ذوالنون
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.