پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا

خسرو صبح چون علم بر زد

لشکر شام را به هم بر زد

هر دو کردند ازان حرم به شتاب

چاره جو رو به مسجد احزاب

تا به پیشین قدم بیفشردند

در طلب روز را به سر بردند

ناگه از ره نسیم یار رسید

آن گروه زن آمدند پدید

لیک مقصود کار همره نی

خیل انجم رسید و آن مه نی

با عیینه سخن گزار شدند

قصه پرداز آن نگار شدند

که برون برد رخت ازین منزل

راند تا منزل دگر محمل

روی خورشید قرب غیم گرفت

راه حی بنی سلیم گرفت

قبله آن قبیله شد رویش

طاق محرابشان دو ابرویش

همچو لاله به سینه داغ تو برد

شعله زن لاله ای ز باغ تو برد

گرچه بار رحیل از اینجا بست

طالب وصل توست هر جا هست

چو سمن تازه و چو گل بویاست

نام او از معطری ریاست

نام ریا چو آمدش در گوش

از سرش عقل رفت و از دل هوش

پرده از چهره حیا برداشت

شرم بگذاشت وین نوا برداشت

کای دریغا که یار محمل بست

بار دل پشت صبر را بشکست

آمدم بر امید دیدارش

تافت از من زمانه رخسارش

از ثری قدرم ار چه بالا نیست

جای ریا بجز ثریا نیست

هست رو در ثری ثریا را

پشت بر من چراست ریا را

تا به کی از دو دیده خون ریزم

خون دل از درون برون ریزم

در دلم خون نماند و در چشم آب

همه اسباب گریه شد نایاب

کیست از دوستان و غمخواران

در طریق وفا هواداران

که مرا در فراق آن دلدار

دیده عاریت دهد خونبار

تا ز درد فراق او گریم

ز آتش اشتیاق او گریم

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۷ - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینهاین سخن گفت و از زمین برخاست
  2. بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگرمعتمر گفت آن منم اینک
  3. بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشانبعد چل روز کز نشاط و سرور
  4. بخش ۶۰ - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخبعد شش سال معتمر یا هفت
  5. بخش ۶۱ - قصه تحفه مغنیهتاجری می گذشت در بغداد
  6. بخش ۶۲ - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او راتاجر القصه شد عزایم خوان
  7. بخش ۶۳ - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی ویهم در آن وقت ها سری سقطی
  8. بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از ویتحفه و شیخ در سخن بودند
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.