پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۵۴ - غزل گفتن عیینه در حسب حال خود

شد خروشان به دلخراش آواز

غزل سینه سوز کرد آغاز

کای ز من دور رفته صد منزل

کرده منزل چو جانم اندر دل

گرچه راه فراق می سپری

سوی خونین دلان نمی گذری

مانده دور از در تو آب و گلم

بر رخ توست چشم جان و دلم

مهر تو کرده در دلم مسکن

دل من بر درت گرفته وطن

خواهشم بین مباش ناخواهم

کز دو عالم همین تو را خواهم

بی تو بر من بلای جان باشد

گرچه فردوس جاودان باشد

چون بزرگ عرب بدید آن حال

به ملامت کشید تیغ مقال

کای پسر زین ره خطا باز آی

جای گم کرده ای به جا باز آی

توبه کن از گناهکاری خویش

شرم دار از نه شرمداری خویش

هول روز شمار در پیش است

وای آن کو نه آخر اندیش است

یاد کن از مواقف عرصات

وز ستادن خجل میان عصات

عشق کان نیست بر جمال ازل

هوسی دان ز هر دغا و دغل

نه مبارک بود هوس بر مرد

مردیی کن وزین هوس برگرد

گفت کای بیخبر ز ماتم عشق

غافل از جانگدازی غم عشق

عشق هر جا که بیخ محکم کرد

شاخ از اندوه و میوه از غم کرد

به ملامت نشایدش کندن

به نصیحت ز پایش افکندن

مشک ماند ز بوی و لعل از رنگ

فلک از جنبش و زمین ز درنگ

لیک حاشا که یار دل گسلم

رخت بر بندد از حریم دلم

حرف مهرش که در دل تنگ است

همچو نقش نشسته در سنگ است

آمد از عشق شیشه بر سنگم

از ملامت مزن به سر سنگم

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۶ - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتنمعتمر گفت با وی از دل پاک
  2. بخش ۵۷ - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینهاین سخن گفت و از زمین برخاست
  3. بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگرمعتمر گفت آن منم اینک
  4. بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشانبعد چل روز کز نشاط و سرور
  5. بخش ۶۰ - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخبعد شش سال معتمر یا هفت
  6. بخش ۶۱ - قصه تحفه مغنیهتاجری می گذشت در بغداد
  7. بخش ۶۲ - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او راتاجر القصه شد عزایم خوان
  8. بخش ۶۳ - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی ویهم در آن وقت ها سری سقطی
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.