پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۵۱ - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفت

معتمر چون بدید صورت حال

بر ضمیرش نشست گرد ملال

گام زد در ره پریشانی

داد رخت خرد به حیرانی

کان همه نالش از زبان که بود

وان همه سوزش از فغان که بود

چیست این ناله کیست نالنده

باز در خامشی سگالنده

آدمی یا نه آدمیست پریست

کآدمی وار کرده نوحه گریست

کاش چون خاست از دلش ناله

ناله را رفتمی ز دنباله

تا به نالنده راه یافتمی

پرده راز او شکافتمی

کردمی غور در نظاره گری

دست بگشادمی به چاره گری

چون بدین حال یک دو لحظه گذشت

حال آن دل رمیده باز بگشت

تیز برداشت همچو چنگ آواز

غزلی جانگداز کرد آغاز

غزل سینه سوز و دردآمیز

غزلی صبر کاه و شوق انگیز

بیت بیتش مقام سوز و نیاز

در هر مصرعش ز عیش فراز

حرف حرفش همه فسانه درد

نغمه محنت و ترانه درد

اولش نور عشق را مطلع

وآخرش روز وصل را مقطع

در قوافیش شرح سینه تنگ

بحر او رهنما به کام نهنگ

گه در او ذکر یار و منزل او

وصف شیرینی شمایل او

گه در او عجز و خواری عاشق

قصه خاکساری عاشق

گه در او محنت درازی شب

عمر کاهی و جانگدازی شب

گه در او داستان روز فراق

حرقت داغ شوق و سوز فراق

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۳ - باز نمودن عیینه صورت حال خود را پیش معتمرروزی از روزها به کسب ثواب
  2. بخش ۵۴ - غزل گفتن عیینه در حسب حال خودشد خروشان به دلخراش آواز
  3. بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریاخسرو صبح چون علم بر زد
  4. بخش ۵۶ - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتنمعتمر گفت با وی از دل پاک
  5. بخش ۵۷ - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینهاین سخن گفت و از زمین برخاست
  6. بخش ۵۸ - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگرمعتمر گفت آن منم اینک
  7. بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشانبعد چل روز کز نشاط و سرور
  8. بخش ۶۰ - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخبعد شش سال معتمر یا هفت
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.